تبليغاتX
دوستان دانشگاه

سلام...

يه استارتي زديم اگه بنزين مطالبم ، تنظيم انژكتوره حوصلم و چرخاي وقت علافيم پر و به راه باشه يه دوري ميزنيم...

يعني ذوباره ميخوام شروع كنم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 12:0 PM  توسط   | 

قُتل فی مِحرابه لشِدة عَدله؛ چگونه عدالتش او را به کشتن داد؟!

علي

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 9:25 PM  توسط   | 

عجیب ترین و خنده دارترین قوانین جهان

نظر انیشتین درباره اسلام وتشیع

آب لیمو

فواید چای سیاه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 12:57 PM  توسط   | 

رمضان كريم

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 6:16 PM  توسط   | 

خاطره يي از امتحان پايان ترم!!


چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند يک هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند.
اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاريخ امتحان اشتباه کرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است.

بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند.
  آنها به استاد گفتند: ما به شهر ديگري رفته بوديم که در راه برگشت لاستيک خودرومان پنچر شد و از آنجايي که زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم کسي را گير بياوريم و از او کمک بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....

استاد فکري کرد و پذيرفت که آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند.

چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يک ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست که شروع کنند....

آنها به اولين مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....

سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال اين بود:


کدام لاستيک پنچر شده بود....؟!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 9:33 AM  توسط   |